أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

224

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

مثنوى خدايا تو اين خسرو كامياب * كه بهر غزا كرده پا در ركاب به اقبال او ساز كن كار دين * كه يابد بقا از وى آثار دين گر اعداى او بر فلك جا كنند * وفاقى به هم چون ثريا كنند به هم برزن آن عقد خود رسته را * فرو ريز آن سلك پيوسته را چنان كن كه آن فرقه چون عقد دُر * دل از نور ايقان و اخلاص پُر درآرند از روى فرخندگى * چو تسبيح سر در خط بندگى [ 284 ] ذكر توجّه رايات كشورگشاى به قلعهء استاى و فتح آن قلعهء گردون‌ساى به توفيق خداى چون بعد از فتح قلعهء گلخندان [ و ] گرفتن قلعهء فيروزكوه دوستان را موجب شادى و دشمنان را باعث اندوه بر اندوه شد ، علم فتح انتماء جهت دفع مواد فساد حسين كيا متوجّه قلعهء استا گشت . صورت حال حسين كيا آنكه ، از وقتى كه دولت نامتناهى شاهى زين ظهور بر خنگ فلك دستور نهاده بود مشار اليه ابواب اطاعت گشاده پيوسته به ارسال قاصد و عرض مقاصد تأكيد ايمان عبوديت و تشييد بنيان عبودت مىنمود ، امّا بعد از فتح الوند و نامراد بقيّة السيّف آن دو لشكرگاه به جانب او پناه برده بودند و حشرى عظيم با يراق و اسباب كلّى در گرد او جمع آمده بنابرآن مواد غرور مزاج دماغش را فاسد ساخته مصدوقهء « إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى » « 1 » كتابهء ايوان اقبالش گرديد و نعرهء « إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ » « 2 » از اوج استكبارش به ذروهء آسمان اعتبار رسيد ، چنانچه از ثقات روات كه به ديدهء نظاره مشاهده فرموده‌اند استماع افتاد كه در آن اثنا هرگاه خيال

--> ( 1 ) . علق ( 96 ) آيات 6 و 7 . « آدمى نافرمانى مىكند ، هرگاه كه خويشتن را بىنياز ببيند » . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 181 . « خدا بىنواست و ما توانگريم » .